خانه عناوین مطالب تماس با من

هوالمحبوب

هوالمحبوب

درباره من

می خواهم آنقدر دیدگانم را بر آرزوهای دل ببندم و ذهنم را از اندیشه های نیک لبریز کنم که حتی با چشمان بسته هم بتوانم به هفت اقلیم عشقت پرواز نمایم و رها از تمام قید و بندها فقط به لبخند خشنودی تو امیدوار باشم پس چه زیباست اکنون که عزم آسمانی شدن دارم برای رسیدن به اوج نگاهت یاری ام فرمایی... ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • عشقولانه ها تب و آتش عشق
  • من چرا آمده ام روی زمین؟ خدا ما را فراموش نکرده
  • حدیث حماسه ۸ سال دفاع مقدس هفته دفاع مقدس گرامی باد

پیوندها

  • آب و دل
  • قطعه 26
  • رمز عبور
  • نسیم ظهور
  • منتظران
  • قایق آبی
  • تصاویر زیبا از بهرغان
  • سیب کال
  • والقلم...
  • فریاد سکوت
  • مسطور...
  • انجمن علمی مشاوره ای بهرغان
  • در امتداد صبح
  • نوشتنیها
  • گفتنی ها
  • دریای آرام
  • صرفاْ جهت اطلاع
  • مسعود ده نمکی
  • وبلاگ تخصصی کامپیوتر
  • کلام فارس
  • شیرازه
  • یا مهدی ادرکنی (عج )
  • کلبه وفا
  • قانون و بی قانونی سیاسی
  • بی کرانگی واژه ها
  • عطر ریحانه
  • وارش(کلبه قدیم)

دسته‌ها

  • انتظار موعود 39
  • فتح خون(شهید آوینی) 10
  • دلواپسی ها 74
  • گفتار قریب 19

برگه‌ها

  • حدیث حماسه
  • من چرا آمده ام روی زمین؟
  • درباره ما...
  • نصیحتی بزرگ برای مردان بزرگ
  • آیا میدانید که؟!!!!
  • جملات کوتاه
  • حکیم ابوالقاسم فردوسی
  • عشقولانه

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست...
  • بهار 93
  • [ بدون عنوان ]
  • سوگ زهرا(س)
  • سروده سردار نقدی خطاب به شیطان بزرگ
  • فجر
  • مدینه غرق در ماتم و سکوت
  • هجرت
  • سحر خیز مدینه
  • محمد نوری زاد؛ حر...؟! نه؛ حرمله
  • دوستت دارم فقط به خاطر...
  • مسافر من
  • ادب مرد به از دولت او...
  • باور ندارم...
  • ما، آنها، کربلا و فاصله...
  • حادثه ها...
  • خوشه چینان وحی
  • کاش دنیا بایستد
  • شیعه، غدیر، عاشورا و عصر انتظار...
  • سهم دلتنگی خورشید کجاست...

نویسندگان

  • ققنوس 137
  • وارش...(ع. ش.) 204

بایگانی

  • اسفند 1393 1
  • فروردین 1393 1
  • اسفند 1391 1
  • فروردین 1391 1
  • بهمن 1390 4
  • دی 1390 5
  • آذر 1390 5
  • آبان 1390 5
  • مهر 1390 1
  • شهریور 1390 4
  • مرداد 1390 5
  • تیر 1390 10
  • خرداد 1390 17
  • اردیبهشت 1390 10
  • فروردین 1390 6
  • اسفند 1389 12
  • بهمن 1389 15
  • دی 1389 11
  • آذر 1389 25
  • آبان 1389 36
  • مهر 1389 10
  • شهریور 1389 18
  • مرداد 1389 23
  • تیر 1389 12
  • خرداد 1389 20
  • اردیبهشت 1389 19
  • فروردین 1389 11
  • اسفند 1388 22
  • بهمن 1388 14
  • دی 1388 8
  • آذر 1388 3
  • آبان 1388 4
  • مهر 1388 2

آمار : 135855 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • کجایند... شنبه 22 آبان‌ماه سال 1389 00:11
    شهدا درشادی وصولشان و در قهقهه مستانه اشان عند ربهم یرزقونند ای کاش ما جاماندگان این قافله به خود ائییم که این ... ناسوت جای ماندن نیست و اینقدر به این جسم خاکی نچسبیم کاش می دانستیم چه دیده... که را دیده که با لبخندی چنین آرام، آرامشی اینچنین ژرف را به جان القا می کند...
  • حدیث دلدادگی۵ جمعه 21 آبان‌ماه سال 1389 22:00
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً ». هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار...
  • همسفر... جمعه 21 آبان‌ماه سال 1389 01:14
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 چقدر دلم سفر می خواهد... و سالهاست کوله بار بسته ام همسفر شوم با او... سالهاست چشم به راه مسافریم که رد پایش بر هیچ جاده ای جا نمانده تا همسفر شوم با او... گرچه می دانم آغاز سفر فاصله است و من همیشه از فاصله گریزانم ولی رفتن را دوست دارم......
  • حدیث دلدادگی۴ چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1389 01:06
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA فرشته مرگ، از چنگ او می گریخت. در تعقیب شهادت، چمران، از لبنان تا ایران، شب و روز دوید، اما سرانجام، در حوالی کارون و شب های مواج اهواز، لحظه ای، دعایش، پیراهن اجابت به تن کرد و پروردگار، او را به خویش فرا خواند . هنوز کارون، سر به زیر و آرام، در پیچ و خم مسیر خویش، خاطرات...
  • زمزمه ی سبز دعا چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1389 00:00
    منزه است خدائیکه می نگارد رد پای مورچه را بر سنگ خارا منزه است خدائیکه می یابد مسیر پرنده را در آسمان منزه است خدائیکه نیست از ورای او نهایتی نیست معبود به حقی جز خدا به شماره شبها و روزگاران، به شماره موجها و دریاها نیست معبود به حقی جز خدا به شماره پلک بر هم نهادن چشم ها یا رب خواهم که امانم دهی؛ امان ده مرا از آنچه...
  • انتهای یک رویا سه‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1389 23:40
    نهالی نو رسته بودم، با زحمت فراوان خود را از تاریکی عمق زمین به بیرون کشانده بودم پرتوهای باریک نور از آن بالا و از لای درختان برتنم می تابید و مرا نوازش می کرد، چه گرمای دلبخشی؛ رویای رسیدن به آن بالا و رسیدن به منبع نور، همه ی فکرم را به خود مشغول کرده بود؛ روزها و شب ا می تاختم تا قد الم کنم و آن بالاتر را تصاحب...
  • روایتی از راوی... دوشنبه 17 آبان‌ماه سال 1389 22:14
    شور و غوغایی در صدایش نهفته که روح را تا ورای آسمان بودن به پرواز در می آورد، نوشته هایش دنیایی است پر از شور و شعور و شنیدن دل نوشته هایش با دم مسیحایی خودش دنیای دیگریست که برخاسته از ایمان و صداقت و دلدادگی غریبی است.... او که ورای حجابهای تو در توی این دنیا، نور و حقیقت را خط به خط روایت می کرد و راوی نور بود که...
  • حدیث دلدادگی۳ شنبه 15 آبان‌ماه سال 1389 01:10
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آن را که نور حق در دلش تابیده، تاب سیطره ظلمت بر عالم را نباشد؛ پس از این سو به آن سو می شتابد تا حکومت ظلمت را به دیار عدم، بازپس راند. شهید چمران، یکی از این طلایه داران سپاه صبح بود که بشارت سپیده را بر تاریک خانه دل آفتاب گردان های نور ندیده، به ارمغان می آورد؛ چه آن...
  • عدالت هدف است... شنبه 15 آبان‌ماه سال 1389 00:56
    خلافت علی(ع) در اواخر سال 35 هجری شروع شد و به‌مدت 4 سال و 9 ماه ادامه یافت. این دوره کوتاه، الگوی یک حکومت اسلامی بود و در طول تاریخ، همچنان برای طرفداران حق، عدالت و فضیلت الگو خواهد بود. در این دوره، علی(ع) در امر خلافت و حکومت داری، رویه پیغمبر اکرم(ص) را معمول داشت و یک نهضت اخلاقی و انقلابی را در جلوگیری از...
  • حدیث دلدادگی۲ جمعه 14 آبان‌ماه سال 1389 04:30
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA راز بزرگ چمران به چهره پرصلابت او که می نگرم، از عجز خود در درک افق های روحش، پریشان می شوم. بامش همواره برایم سرشار از شکوه بود، ولی نگاه هایش... در نگاه هایش، رازی بزرگ بود که هیچ گاه درنیافتمش. همیشه از خود پرسیده ام چگونه می شود دنیا را با همه زیبایی هایش به دست آورد و...
  • چشم به راه... پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389 22:14
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA روز های تکراری زمین... غروب های سرد و دلگیر... شبها و حتی ثانیه های دردمند تنهایی... جنون غصه را بر قلبم ریخته اند... حسرت لحظه ای بودنت، دیدنت، حضورت، دیوانه می کند هر آن دل را که سودای تو دارد... یاس خیس دنیای من، یلدای فراق تو را چگونه توانِ تحمل یابم؟ آدینه ها را چگونه...
  • تا از اینجا بروم... پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389 20:50
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 من به دنبال اتاقی خالی، روزها میگردم تا از اینجا بروم، من به دنبال اتاقی خالی کز دل پنجره‌اش عطر گلبوته‌ی شبنم‌زده‌ای میگذرد کز دل پنجره‌اش ناله و سوز نیِ غمزده‌ای می‌گذرد روزهاست میگردم تا از اینجا بروم من به دنبال گلیمی ساده سقفی از چوب و حصیر...
  • حدیث دلدادگی۱ پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389 02:02
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 کتاب هایتان را از دوشم بردارید ! مهر قبول مدرسه را از مدارک تحصیلی ام بردارید ! نشانی هیچ دانشگاهی را از من نپرسید؛ اینجا، در دانشگاه، زخم های بشر، درس آزادگی مردمان جبل عامل را هیچ کس بیست نمی شود و تاول کوره راه های کردستان و زخم آتش بارهای...
  • رسم زمانه پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389 00:18
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 اینک هبوط سرآغاز بودن انسان در سراشیب سقوط... کشتن هابیل...کلاغ هم قابیل را به سخره گرفت... و هابیل حیران رسم زمانه خود...
  • دوباره شب رسید... سه‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1389 22:24
    دوباره شب رسید... کاش می ­آمدی... کاش در می­زدی... نگاهت حس غریبی است که دیر زمانی است مرا محتاج خود کرده... کاش می­دانستی آن لحظه که ندیده چشمانت مرا رسوا کرد چه غوغایی بپا شد در در اندرون من خسته دل.... گاهی صبرم لبریز می­شود... گاهی برای روشن کردن آسمان چشمانم به جای ماه، ستاره جستجو می­کنم... کاش کمی صبر تو را من...
  • خدایا دلم را... یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 21:09
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 کمی بیقرار ولی در این بیقراری آرامشی عجیب دارم... گرم و باور نکردنی چون یاد مهربان او... منم و یک دنیا شرم­ساری از گفتارم، کردارم، رفتارم و حتی افکارم... او و دنیا دنیا مهربانی... منم و این همه فاصله که خود گذاشته ام... او و نزدیک تر از رگ گردن...
  • پرنده می میرد، پرواز می ماند یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 00:30
    در نیایش، حرف های دیگران را تکرار نکن. حرف های خودت را بزن. حرف های خود را نیز تکرار نکن، زیرا متکلفانه می شود. نیایش باید هر روز از نو تازه شود و از نو بجوشد. نیایش زمان نمی شناسد؛ صبح باشد، ظهر باشد و یا شب باشد، تفاوتی نمی کند. اگر زمان ویژه ای را به نیایش اختصاص بدهی، نیایش را عملی مکانیکی کرده ای. بگذار هر زمان...
  • بخشی از وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی (ره) شنبه 8 آبان‌ماه سال 1389 15:14
    تمسک به کتاب و عترت در وصیتنامه سیاسی - الهی امام خمینی(ره) قرآن کریم و عترت رسول اکرم (ص) چنان به یکدیگر پیوسته‌اند، که فقط از حیث در جات تعالی در دو جایگاه ثقل اکبر و ثقل اصغر قرار گرفته‌اند. به عبارت روشن‌تر این دو جزء لاینفک، هر یک خود راه‌گشای دیگری است که با تمسک به آنها حاصل خواهد شد. تامل در حدیث شریف ثقلین که...
  • حرفهایی برای لحظه ای تامل شنبه 8 آبان‌ماه سال 1389 14:05
    سخنرانی "ونه گات" مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT خانمها، آقایان فارغ التحصیل ،لطفا کرم ضد آفتاب بمالید ! اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم، راه مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. خواص مفید آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایح من هیچ پایه و اساس...
  • واژه های باران شنبه 8 آبان‌ماه سال 1389 00:12
    نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها میبینم؛ و ندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است
  • دلم بی کسی می خواهد... پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1389 02:43
    دلگیرم از مردم این آبادی... دلگیرم از آدم های رنگ شده اش... چقدر بیگانه ام با همسایه ها این سالها... چقدر دلتنگ می شوم این روزها... چقدر دلم کسی را نمی خواهد این شب ها ... باور کردم تنهایی را غربت را باور کنید راست میگویم ... دلم بی کسی می خواهد... دلم تنهایی می خواهد... و در این هبوط اجباری سراغ ندارم تنهاتر و...
  • عشقولانه ها چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1389 23:34
  • برای او چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1389 02:18
    در کوچه باغهای این شهر غریب ... شهری که از پاییز دلها لبریز است ... صدای پای خدا می آید ... شاید فقط من آن را حس کنم ... و دل من از حادثه ها لبریز است ... و من در همان حس عاشقانه و غریب ... تو را شناختم ... از همان روزها که شکستن را تجربه میکردم ... از همان روزها که التهاب قلب نا آرام خویش را به آسمانها سپردم .......
  • دلتنگ آسمانی ترین خورشید... دوشنبه 3 آبان‌ماه سال 1389 02:42
    به گواهی تقویم و روزهایی که بر بشر گذشته است عمر سالهای غربتت مولا به 1173 سال رسیده است...چوب خط روزهای بی تو بودن که پر شد نامه ای برایت نوشتم ... نامه ای برای تو و برای این تپش کهنه در سینه... نامه ام را میسپارم به دست باد .ببرد آنسوی تمام این دیوار ها، این جاده ها، این روز ها ...اصلاً ببرد، آن سوی تمام نمی دانم...
  • آیا هنوز... یکشنبه 2 آبان‌ماه سال 1389 01:32
    مهربان­ترین اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است،دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است... اکسیر من، نه این که مرا شعر تازه ای نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است... سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست درشعرِ من حقیقت یک ماجرا کم است... تا این غرل شبیه غزل های من شود، چیزی شبیه عطر حضور شما کم است... گاهی ترا کنار خود احساس...
  • ((دورتر دیرتر)) پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1389 00:19
    روزی از روزها شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم تا هر چه دیرتر و دورتر بمیرم نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم افتاده باشم و جان داده باشم همین! دکتر علی شریعتی
  • درد من نیز هم ... جمعه 23 مهر‌ماه سال 1389 23:34
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 دردهای من گرچه مثل...
  • چشم به راه سپیده... جمعه 23 مهر‌ماه سال 1389 15:14
    تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی. «غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه...
  • تو بیش از حد خدایی... چهارشنبه 21 مهر‌ماه سال 1389 23:18
    من اما هیچ هستم اشتباه است تو بسیاری زیادی ولی من کوچک و کم من و یک روح خاکی من و قلبی زمینی تو اما بی نظیری تو اما نا زنینی من اینجا برده ام آبرویت را خدایا گمانم قهر کردی. .. مرا می بخشی آیا؟ اگر گفتند دنیا چرا اینقدر زشت است بگو تقصیر این بود همین خاکی همین پست بگو که کارهایش همیشه ریا بود بگو حتی نمازش نمازش هم...
  • فاجعه سه‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1389 20:06
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA چه فاجعه ی دردناکی است درست همان لحظه ای که می دانیم و نمی توانیم؛ کاری از دستمان ساخته نیست ! خسته می شوم... خسته از این تکرارهای دروغ... خسته از این ثانیه های آزمند پر از درد... این ثانیه ها که در مکاتب غربت زدگی تنها تزریق...
  • 341
  • 1
  • ...
  • 4
  • 5
  • صفحه 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 12